|
|
 |
نام عسل ساکن محله ی کلاهدوز سن ۱۸ سوم تجربی ۰۹۳۵۵۵۲۳۱۴۳
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 19:25 |
|
 |


نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 19:22 |
|
 |
| عکس سبز پوشان در راهپیمایی روز قدس 27 شهریور |
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
حال کنید
|
دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 19:21 |
|
 |
- گزارش تصویری از تظاهرات جنبش سبز در این روز
-
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
-
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
- تظاهرات جنبش سبز در روز قدس
خیابان کشاورز تهران
خیابان کشاورز
خیابان کشاورز تهران
خیابان کشاورز تهران
خیابان کشاورز تهران
خیابان کشاورز تهران
خیابان کشاورز تهران
خیابان کشاورز تهران
خیابان کشاورز تهران
خیابان کشاورز تهران
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 19:18 |
|
 |
پارلماننیوز: گروهک فشار در برنامهای از قبل تعیین شده به سوی سیدمحمد خاتمی حمله ور شدند. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز� �، از ساعتی پیش رئیس جمهور همیشه محبوب کشورمان، سید محمد خاتمی در میان هزاران نفر از مردم حامی جنبش سبز در مسیر خیابان حجاب به سمت میدان فلسطین حاضر شد. در حالیکه حضور سیدمحمد خاتمی با استقبال بسیار گسترده مردم روبرو شده بود «گروهک فشار» به رهبری ابوالفضل شریعتمداری، «آقازاده» حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه تندروی کیهان با اطلاع قبلی از مسیر عبور خاتمی ناگهان به او حمله کردند، در لحظات ابتدایی آنها عمامه فرزند فاضل و باتقوای امام راحل را بر زمین انداختند و قصد ضرب و شتم رئیس دولت اصلاحات را داشتند. با توجه به جمعیت انبوه مردم، بلافاصله مردم در برابر این گروهک تندرو ایستادند و جواب این تعرض را به خوبی به آنها دادند. هچنین پلیس ضدشورش با حضور به موقع مانع از ادامه تحرکات غیراخلاقی و ضد انسانی این گروهک شد. بعد از این حمله، خاتمی مجبور به ترک راهپمایی روز قدس شد. نکته جالب آنکه مردم حامی جنبش سبز در پاسخ به بلندگوها که مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا را سر میدادند یکصدا و با صدایی بسیار بلند شعار مرگ بر روسیه را سر میدادند. گفتنی است از ساعت 9 صبح امروز حضور نیروهای پلیس در خیابانهای منتهی به میدان انقلاب بسیار چشمگیر بود و تا این لحظه این نیروها توانستهاند مانع از اخلال عدهای «گروهکی» در راهپمیایی امروز شوند. چهارراه حجاب نیز از ساعت 10صبح امروز در تسخیر موج سبز قرار دارد اما برخی نیروهای حاضر در محل این موج را به سمت خیابان کریمخان هدایت میکند و مانع از ادامه مسیر آنها به سمت دانشگاه تهران میشود. خبرهای رسیده از راهپمایی امروز تهران حاکی از آن است که مهدی کروبی نیز در میان استقبال پرشور مردم و در میان حلقهای که مردم برای جلوگیری از هرگونه تعرضی به دور او زدهاند از میدان هفتتیر به سمت دانشگاه تهران در حال حرکت است.
- مرگ بر روسیه
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
 |
چیزی که در نماز دیروز عید فطر بیشتر از هر چیزی توجهها را جلب کرد، آمدن هاشمی و سیدحسین خمینی (و در وهله بعد ناطقنوری) به نماز و ایستادنشان پشت رهبر (و در کنار احمدینژاد) بود. خیلیها این حرکت را به کوتاه آمدن این افراد و حتی خیانت به جنبش مردم تعبیر کردند. واکنش اولیه من هم وقتی سر ظهر از خواب پا شدم و خبر را شنیدم، تعجب بود. اما کمی که فکر کردم نظرم کاملاً عوض شد. شما هم اگر این حس را داشتهاید، بخوانید. شاید نظرتان عوض شد.نماز عید فطر یکی از بسیار معدود مراسمی است که تقریباً همه آدمهای نظام در آن شرکت میکنند. من شخصاً مراسم دیگری یادم نمیآید که هر سال همه در آن شرکت کنند. به نظر من شرکت نکردن در نماز عید فطر معنایش این است که نمیخواهی پشت رهبر نماز بخوانی. آیا هاشمی در این سه ماه کاری کرده که چنین معنایی از آن فهمیده شود که حالا شرکتش در نماز عید فطر را به عقبنشینی تعبیر کنیم؟
هاشمی در این مدت در دو مراسم که قاعدتاً باید شرکت میکرد، شرکت نکرد: تنفیذ و تحلیف. هر دوی این مراسم ربط مستقیم به احمدینژاد و مشروعیت دادن به انتخاب او داشتند و هاشمی نمیخواست این کار را بکند وگرنه هاشمی چند روز بعد از همان مراسم تحلیف، در مراسم تودیع و معارفه هاشمی شاهرودی و صادق لاریجانی شرکت کرد. قاعدتاً یک دلیلش احترام به شخص شاهرودی بوده. ولی در هر صورت رئیس قوه قضائیه منصوب مستقیم رهبر است و اگر هاشمی به جایی رسیده بود که پشت رهبر نماز نخواند، آنجا هم نباید میرفت. البته هاشمی در هیچ کدام از دو نماز جمعه بعد از انتخابات رهبر نرفت که طبیعی هم بود. تا جایی که من یادم میآید هاشمی هیچ وقت جز مواقعی که امام جمعه است، به نماز جمعه نمیرود. چه رهبر امام جمعه باشد و چه کس دیگر.
البته هاشمی به نوعی مزد حضورش در نماز عید فطر را هم گرفت. رهبر در کل سخنرانیاش عملاً فقط یک بار درباره موضوعات مربوط به بعد از انتخابات حرف زد و آن هم در مذمت تهمت زدن و اعتراف علیه اشخاص غایب در دادگاهها بود. قاعدتاً یکی از مخاطبان این حرف مهدی هاشمی (پسر وسطی هاشمی) است که در این دادگاهها خیلی اسمش برده شد. البته من فکر میکنم این بخش از حرفهای رهبر مخاطب مهم دیگری هم داشت که بعدتر میگویم.اما هاشمی دیروز یک کار دیگر هم کرد که خیلی توجهی به آن نشد و آن هم شرکت نکردنش در مراسم دیدار رهبر با کارگزاران نظام بود که هر سال بعد از نماز عید فطر در بیت رهبر برگزار میشود. در عکسهایی که از مراسم آمده، آن بالا و پشت سر رهبر فقط رؤسای سه قوه نشستهاند و جای هاشمی بهطرز تابلویی خالی است که البته عکاس هم در همه عکسها خیلی سعی کرده که این جای خالی را نشان ندهد.من رفتم و عکسهای دیدارهای سالهای پیش را پیدا کردم. هاشمی در چهار سال اخیر فقط در سال ۸۵ در این مراسم حاضر نبوده و هم پارسال و هم پیارسال بوده. فکر میکنم این نرفتن امسال هاشمی به مراسم دیدار با کارگزاران نشانه روشنی است از اینکه او میخواهد به رهبر بگوید فقط تا جایی که از نظر رسمی مجبور است و باید، در کنار او مینشیند و نه بیشتر. مثلاً حدس میزنم چند روز دیگر که قرار است اجلاس سالانه خبرگان برگزار شود، هاشمی همراه مجلس خبرگان به دیدار رهبر خواهد رفت و کنار او خواهد نشست.
اما سیدحسن خمینی به نظر من سیدحسن خمینی هم وضعیتی شبیه هاشمی داشت. او هر سال در ردیف اول نماز عید فطر بود. او در این سه ماه حرفی نزده بود یا کاری نکرده بود که معنای تلویحیاش پشت کردن به رهبر باشد که حالا فکر کنیم عقبنشینی کرده. سیدحسن خمینی دو اقدام اعتراضی علنی داشته: شرکت نکردن در مراسم تنفیذ و همراهی نکردن احمدینژاد و دولتش در بازدید امسالشان از مرقد آیتالله خمینی. باز هم هر دوی اینها مربوط به رسمیت نداشتن انتخاب احمدینژاد بوده است.
اتفاقاً سیدحسن خمینی هم مثل هاشمی بعد از نماز کاری کرد که موضعش را معلوم کرده باشد. او به دیدن خانواده محسن میردامادی (دبیرکل زندانی جبهه مشارکت که پسرش را هم چند روز پیش گرفتند) و بعد به دیدن جواد امام (عضو تازه از زندان آزاد شده سازمان مجاهدین انقلاب) رفت.
غایب بزرگ: خاتمی اما من فکر میکنم خبر اصلی نماز عید فطر، نه آمدن هاشمی و سیدحسن خمینی، که نیامدن خاتمی بود. خاتمی در همه این سالها در ردیف اول نماز حاضر بود و نیامدنش به نماز عید فطر، اعتراضی واضح است. موسوی و کروبی اساساً هم این سالها هیچ وقت در صفهای اول نماز دیده نمیشدند. میتوان مطمئن بود که آنها هم با دلیلی شبیه خاتمی به نماز نیامدهاند، اما نیامدن خاتمی با توجه به اینکه همیشه در صف اول بود، پیغام خیلی روشنتری دارد.این را هم بگویم که به نظر من یکی از مخاطبان رهبر وقتی میگفت اعتراف علیه دیگران در دادگاه به دردی نمیخورد، خاتمی بود. چون در دادگاهها علیه خاتمی هم خیلی حرف زدند. علیه موسوی و کروبی هم بود، اما فکر کنم از همه بیشتر علیه خاتمی بود. من فکر میکنم رهبر قصد داشت از خاتمی دلجویی کند.

نماز روز 29 شهریور

دیدار مسئولان نظام پس از نماز روز 29 شهریور

نماز عید فطر سال 85

دیدار مسئولین پس از نماز عید فطر سال 87
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 19:14 |
|
 |
در حاشيه نامه توكلي به موسوي و خاتمي
نصيحت يا زمينهسازي!؟
روز گذشته بعضي سايتهاي حامي دولت به صورت هماهنگ، نــامـه احـمـد تـوكلـي خـطـاببــه سـيــدمـحـمــد خـاتمـي و مـيـرحـسـين موسوي را منتشر نمودند. در ميان منتشركنندگان نامه، نام بعضي سايتهاي خبري به چشم ميخورد كه تا چندي قبل كوچكترين انتقادهاي توكلي از احمدي نژاد را با درشت گويي پاسخ ميدادند و حتي به دنبال اثبات <جعلي بودن مدرك دكتراي توكلي> ميرفتند. البته اشكالي بر اين رويه نيست زيرا مدتهاست كه مردم ايران شاهد پايبندي عملي عدهاي به شعار <هدف وســيلـــه را تـــوجــيـــه مـــيكــنـــد> بـــودهانـــد. پس هر كس كه نيشي به سران جبهه اصلاحات بزند، سخن او تا مدتها زينتبخش سردر دكان بعضي افراد خواهد بود. اما بدون توجه به اين نكته حاشيهاي، متن نامه توكلي نيز حاوي نكاتي است كه اشاره به برخي از آنها، خالي از لطف نيست.
1- احمد توكلي بعضي شعارهاي مطرح شده در جريان راهپيمايي روز قدس را نشانه عدم پايبندي حـاميـان جنبـش سبـز به مباني انقلاب دانسته و خواستار اعلام برائت موسوي و خاتمي از حاملانايــن شـعــارهـا شـده است. مهمترين شعارهايي كـه مـوجـب اعتـراض تـوكلـي گرديده، يكي تاكيد عدهاي از شعار دهندگان بر عبارت <جمهوري ايراني> بوده و ديگري شعار <نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران.> مشخص نيست توكلي با كلام منطق، مسئوليت اين شعارها را مستقيماً متوجه دو رهبر اصلاح طلب ميداند؟ كساني كه مسئوليت شعار چند جوان حامي خاتمي و موسوي را به حساب اين دو ميگذارند آيا حاضرند مسئوليت حمله به خاتمي با سلاح سرد و اهانت به موسوي را هم متوجه كساني بدانند كه در روزهاي اخير، زمينه هتاكي و حمله فيزيكي به موسوي و خاتمي را فراهم نمودند؟
2– توكلي، شعار <جمهوري ايراني> را مغاير ديدگاه رهبر فقيد انقلاب دانسته كه در زمـان بـرگـزاري رفـرانـدوم جمهوري اسلامي، بر <جمهوري اسلامي> نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زيـاد تـأكيـد كـرده بـودند. قبـل از شعار چند جوان – كه مشخص نيست نيروهاي نفوذي آنطرفي بودهاند يا طرفداران خاتمي و موسوي – بسياري از بزرگان جناح مورد حمايتآقاي توكلي، اصرار خود بر استفاده از عـنـوان <حكـومـت اسلامـي> بـه جـاي عبـارت <جمهوري اسلامي> را به نمايش گذاشتند. حتي بعضي از آنها مدعي شدند تأكيد امام بر لفظ <جمهوري اسلامي> براي فريب غربيها بوده است! چرا احمد تـوكلـي آن روز، نـامه ننوشت و از تضعيف مباني <جمهوري اسلامي> احساس خطر نكرد؟– توكلي به سران اصلاحات هشدار داده است كه سكوت آنها ميتواند <سلاح كساني را تيز كند كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردم سالاري ديني نـدارنـد.> آيـا تـوكلـي نـگـران نيست كه بعضي از هشدارهاي يكطرفه او و دوستانش، ميتواند سلاح كساني را تيز كند كه عدم اعتقاد خود به مردم سالاري ديني را در عمل به اثبات رساندهاند و هرگاه توانستهاند، براي محدودسازي نشانههاي اين مردم سالاري يعني آزادي بيان و آزادي حق انتخاب مردم، فضاسازي رسانهاي كردهاند؟– تـوكلـي در نـامه خويش به <خودراييها، ندانم كاريها و جهتگيريهاي نادرست دولت> هم اشاره كرده است اما برخي اقدامات منسوب يا مرتبط با موسوي و خاتمي را خطرناكتر ميداند. اما اي كاش توكلي به تقدم و تأخر حوادث هم اشارهاي ميكرد. زيرا به نظر ميرسد ا~نچه موجب برخي اعتراضات راديكال در كشور شده و فضا را براي بعضي شعارها آماده ساخته، همان ندانمكاريها، خودراييها و جهتگيريهاي نـادرسـت دولت بوده است. يي ها، قانون شكنيها و ضعفهاي دولت تأكيد مي كردند.شايد نصيحت آن افراد به خاتمي و موسوي براي شـفاف كردن همه مواضع خويش مصداق بارز <منع رطب توسط رطب خورده> باشد. البته نگارنده موافق است كه خاتمي و موسوي، به صورت دقيق مواضع خويش را اعلام نمايند و در كنار آن، بر اين نكته تأكيد كنند كه در ميان معترضان انتخاباتي، حضور كساني هم كه احساس فداكاري نسبت به غزه و لبنان ندارند بـلامـانـع اسـت هـمـانطور كه جريان آن طرف، نظريهپرداز دوستي با مردم اسرائيل را در ميان خود محترم ميشمارد و زمينهاي فراهم كرده است كه چهره او، به صورت مستمر از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شود.–توكلي تلاش كرده همه جريان سبز را در كساني محدود كند كه شعارهاي آنها از نظر توكلي – و بسياري از نيروهاي انقلابي – نامطلوب تلقي ميگردد.ييها و جهتگيريهاي نـادرسـت آن، اذعـان دارد؟ البته توكلي حق دارد براساس ديدگاههاي جناحي خويش، كسي را محكوم كند يا از يك جريان، حمايت تاكتيكي يا راهبردي به عمل آورد. اما قاعدتاً نبايد توقع داشته باشد كه هشدارها و اندرزهاي او و دوستانش، تماماً از سر دلـسـوزي تلقي شود، زيرا بعضي ادعاهاي سابق درخصوص اصلاح طلبان بيش از آنكه ناشي از دلسوزي براي راه امام و مباني انقلاب باشد، با هدف زمينهسازي براي حذف يك رقيب قدرتمند – جناح اصلاح طلب – صورت ميگرفت. اگر توكلي ميخواهد از اين اتهام مبرا باشد بهتر است به صراحت اعلام كند بعضي رفتارهاي انتخاباتي و برخي خودراييها و ندانمكاريهاي دولت را تا چه حد در تند شدن فضا و رخنه شعارهاي راديكالي – و بعضاً ناپسند – در تجمعات سبزپوشان موثر ميداند؟ البته شايد توكلي همانگونه كـه تلـويحاً در نامه خود نوشته است، آماده شدن فضا براي بـرخـوردهـاي تـنـد بـا مـعـتـرضان را اجتنابناپذير ميداند و <نصيحتنامه> او در واقع همراهي با كساني است كه وظيفه بسترسازي براي برخوردهاي تند را به عهده گرفتهاند!
3
4
تـوكلـي تـلاش نموده شعارهاي تند اخير را به نحوي با جنبش مورد نظر موسوي و خاتمي مرتبط سازد. اما ظاهراً او فراموش كرده كه چه كساني در جريان انتخابات هر نوع يارگيري را مجاز مي شمردند و براي حفظ وحدت جناح خود، رسماً بر ناديده گرفتن خود را
5
در حالي كه او به خوبي ميداند بدنه جريان سبز، همانها هستند كه روز 25 خرداد، مدنيترين و آرامترين اعتراض را به نمايش گذاشتند. آيا در آن روز، حتي يك كلمه از شعارهايي كه اعتراض اخير توكلي را به دنبال داشت، شنيده شد؟ حتي اگر فرض نفوذي بودن بعضي شعاردهندگان ناديده گرفته شود بايستي به اين حقيقت اذعان كرد كه مسئوليت تند شدن فضا به عهده كساني است كه از صدور مجوز براي راهپيماييهاي قانوني جلوگيري ميكنند و اجازه نميدهند اعتراضات همانند 25 خرداد بيان شود. 6– توكلي از موسوي و خاتمي خواسته است كه <با اقدامات و اظهارات خود، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببرند.> اما گويا او فراموش كرده كه حضور موثر خاتمي، موسوي و كروبي در فرآيند انتخابات، يكي از دلايل اصلي رسيدنمشاركت مردم به مرز 85 درصد بود. آيا پس از انتخابات، اين نقشا~فريني مورد توجه قرار گرفت يا عدهاي تلاش كردند تمام اين حضور را به نفع عملكرد دولت مصادره كنند؛ همان دولتي كه توكلي به وجود ندانمكاريها، خودرا
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
 |
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
دوشنبه سی ام شهریور 1388 ساعت 19:12 |
|
 |
هنوز بسیارند فرزندان شهدای جنگ که تنها یادگار پدر رزمنده شان چفیه خونینی است که بوی مردانگی و غیرت از آن استشمام میگردد. چفیه برای همیشه نماد و یادگار جنگی است که فرزندان این آب و خاک با سپرهای سینه هاشان در مقابل دشمن ایستادند و از خاک کشورمان مردانه پاسداری کردند.

چفیه یار همیشگی همه دلاورمردان جنگ بود که در گرمای طاقت فرسای جنوب از آفتاب سوختگی و گرمازدگی جلوگیری میکرد . بوقت طعام سفره بود و بوقت نماز سجاده.آقای احمدی نژاد شما با کدام مجوز و در اِزای چه دستاوردی چفیــــه نماد جنگ ایران را بر گردن هوگـــو چاوز این فاحشــه سیاسی آویختید.آقای احمدی نژاد چفیه در بین ملت ایران دارای حرمت و ارزش میباشد و شما نه تنها مجاز نبوده و نیستید که بمنظور سیاسی کاری،این نماد مقدس را بر گردن این مردک بیاویزی بلکه خود نیز لیاقت و ارزش چفیه را ندارید.
منبع:http://facun.wordpress.com/2009/09/12/ahmadinejad-iran-chavez/
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
 |
قرارگاه ثارالله تهران در ابلاغیه ای با دو مهر “آنی” و “خیلی محرمانه”، به وزارت بهداشت و درمان پزشکی اعلام کرده که بیمارستان ها حق تحویل مدارک پزشکی مجروحان و مصدومان حوادث پس از انتخابات را به آنها ندارند.

منبع:http://www.roozonline.com
در ابلاغیه قرارگاه ثارالله که سردارمحمد حجازي فرماندهی آن را بر عهده دارد و تصویر آن در انتهای این خبر قابل مشاهده است، تصریح شده: ” تحویل اسناد و مدارک پزشکی به کلیه مجروحان و مصدومان حوادث اخیر ممنوع می باشد”.این ابلاغیه به تاریخ 28 تیرماه ارسال شده و به معاونت سلامت وزارت بهداشت دستور داده “ترتیبی اتخاذ گردد تا بیمارستان ها از تحویل هرگونه اسناد و مدارک به افراد مذکور خودداری نمایند.”دستور العمل سپاه، به امضای سرتیپ دوم پاسدارعلی خلیلی، معاون پشتیبانی و رییس کمیته بهداری قرارگاه ثارالله تهران، رسیده و در تاریخ 4 مردادماه از سوی وزارت بهداشت اعلام وصول شده است.
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
 |
آیت الله خامنه ای روز گذشته در مراسم نماز عید فطر، برای اولین بار درباره اعترافات بازداشت شدگان و پخش آن در تلویزیون اظهار نظر کرد. او اعتراف افراد علیه خود را شرعا و عرفا نافذ دانست اما اعتراف افراد علیه اشخاص دیگر را غیر معتبر اعلام کرد.این سخنان رهبر جمهوری اسلامی، که روز گذشته در نماز عید فطر در تهران بیان شد، واکنش های متفاوتی را برانگیخته است. از سویی تحلیل گران معتقدند بخشی از سخنان دیروزآیت الله خامنه ای پاسخی به نامه تظلم خواهی فرزندان هاشمی رفسنجانی به رئیس قوه قضائیه است و از سوی دیگر حقوقدانان برجسته کشور اعتراف افراد علیه خود را حائز شرایطی می دانند که بدون لحاظ یکی از این شرایط، فاقد ارزش و اعتبار قانونی خواهد بود. “روز” در گفتگو با عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر و همچنین ناصر قوامی، رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم، جنبه های مختلف این موضوع را بررسی کرده است. ادامه مطلب
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
 |
سپتامبر 21, 2009 روی 2:29ب.ظ · طبقه بندی شده زیر کودتا گران
پیوند پایدار
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
 |
سید مهدی تخت فیروزه، رئیس شورای شهر سنندج، امروز یکشنبه 19 سبتامبر، در خیابان شاپور سنندج به ضرب گلوله افراد ناشناس ترور شد.
بنا به اخبار رسیده به پایگاه خبری روانیوز، سید مهدی تخت فیرروزه، رئیس شورای شهر سنندج و رئیس کانون دفاع از حقوق زندانیان، صبحگاه امروز مورد اصابت گلوله افراد ناشناس قرار گرفت. سید مهدی تخت فیروزه اهل روستای سرش اباد شهرستان قروه بوده است. گفته می شود نامبرده، تا بحال دو دوره ریاست شواری شهر سنندج را بعهده داشته است. پیشتر نامبرده از سوی اهالی سنندج به "تجاوز"، "خیانت در امانت"، "تهدید شهرواندان" متهم شده بود.
در طول هفته گذشته این پنجمین تروری است که ازسوی افراد مسلح ناشناس صورت گرفته است. از سوی دیگر معاون اول رئیسجمهور محمد رضا رحیمی، در گفتگو با خبرگزاری نمیه رسمی فارس، ابراز داشت که به زودی هیاتی از سوی دولت به سرپرستی وزیر کشور و با همراهی سپاه پاسداران عازم کردستان خواهد شد که همه ریشههای حوادث اخیر را در استان بررسی کنند.
ترور تخت فیروزه، در حالی انجام گرفته است که بر خلاف دیگر ترورهای کردستان در هفته گذشته، تا زمان تنظیم این خبر، پایگاهای خبری رسمی ایران از جمله خبرگزاری نیمه رسمی فارس، که معمولا اخبار مربوط به ترورهای کردستان را پوشش می داد، این خبر را تائید نکرده اند. پیشتر گروه (لشکر پیشمرگان کردستان)د ر اطلاعیه ای مسولیت ترور قاضی داوطلب را در سنندج به عهده گرفته بود. این درحالی است که تا زمان تنظیم این خبر هیچ کس یا گروهی مسولیت ترورهای زنجیره ای کردستان را به عهده نگرفته است
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
 |
فیلم قیصر را که یادتان هست؟ امروز یکدست کت شلوار مشکی با یک جفت کفش نوک باریک و یک کلاه لنگنی برای خودمان ردیف کردهایم برای رفتن به نیویورک. باید انتقام خون برادر و خواهرانمان را بگیریم.البته بجای چاقوی ضامندار دو سه تا گوجه فرنگی له شده گذاشتهام توی جیبم. شاید یک کیسه زباله هم همان حوالی پیدا کردم پر از آت و آشغال که نثار رئیس دولت کودتا و همراهانشان کنم.خب. اگر فردا پس فردا تو اخبار شنیدید یکنفر با گوجه فرنگی یا کیسه زباله از احمدینژاد استقبال کرده بدونید کار داداشتون بوده!اگر شنیدید توی کنفرانس خبری لنگه کفش و دفتر و خودکار و عینک و دوربین عکاسی به سمت او پرتاب کرده بدونید کار داش قیصر بوده!اگر شنیدید هنگام سخنرانی ا.ن. در سازمان ملل یکهو برق رفت بدونید داش قیصر فیوز برق ساختمان سازمان ملل را قطع کرده و زده به چاک! اگر شنیدید محمود چاخان و نوچههایش را زیر بازارچه سازمان ملل لت و پار شدند و کتک خوردند بدونید کار پهلوان قیصر بوده! خلاصه نفس کش میخواهیم توی نیویورک به مولا! یا علی! بزن بریم به امید خدا!
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |
|
|
 |
یادداشت وارده
به نظر می رسد استراتژیهایی که میبایست جنبش سبز در شهرهای دیگر ایران در راهپیماییها اتخاذ نمایند اندکی متفاوت با تهران باشد. این نظر از آنجا به ذهن نگارنده متبادر شد که سبزها توانستند در روز قدس در شیراز جمعیت قابل توجهی را شکل دهند، اما به دلیل عدم رعایت شرایط حاکم بر شهری چون شیراز، که به نظر میرسد بر بسیاری شهرهای دیگر ایران به جز تهران نیز حاکم باشد، نتوانستند آنگونه که شایسته جمعیت حاضر بود حضور خود را به نمایش بگذارند.
نگارنده در حدود ساعت 10 صبح به چهار راه پارامونت رسید و جمعیتی شاید حدود 400 نفر از سبزها را مشاهده نمود که توانسته بودند در گوشهای گرد آیند و البته تعداد بیشتری نیز در اطراف و یا سایر مسیرهای منتهی به پارامونت بودند که در نهایت جمعیتی در حدود 5 هزار نفر را تشکیل می دادند، ارقام به هیچ عنوان دقیق نیست بلکه ناشی از تخمین های نگارنده است و این جمعیت چیزی بود که در میدان دید من بود که حتی اگر همه جمعیت همینقدر هم بوده باشد بازهم با توجه به شرایط شیراز در خور ستایش و توجه است.اما آنچه که مانع از شکل گیری جمعیتی گستردهتر از هسته نخستین شد و به طبع آن سرکوب آنان و سایرین را به همراه داشت آن بود که این جمع پیش از رسیدن به تعدادی مناسبتر شروع به دادن شعار نمودند و با این کار بهانه سرکوبی را که سرکوبگران، یعنی گروههای انصار و ضد شورش که بدان نیاز داشتند را در اختیار آنان قرار دادند و به اندازه کافی بزرگ نبودن جمعیت آنان نیز این امر را برای سرکوبگران بسیار ساده نمود و برخورد با این هسته نخستین نیز موجبات سردرگمی و در برخی موارد ترس حاضران دیگر را به همراه داشت.
به نظر می رسد با توجه به این وضعیت، سبزها در شهرستانها حتی اگر موجبات شعار دادنشان تا پایان مراسمها و راهپیماییها هم فراهم نگردید، به نشان دادن علامت پیروزی و سایر نمادهای این جنبش و از جمله رنگ سبز اکتفا نمایند که این امر خود بی شک بسیار تاثیر گذارتر از حضوری ناگهانی و پر سر و صدا اما کوتاه مدت باشد که در نهایت سرکوب را به همراه خواهد داشت.صرف نشان دادن علامت پیروزی و نمادهای سبز همراهی تعداد بیشتری از مردم را بر خواهد انگیخت که این امر سرکوب را برای نیروهای امنیتی و شبه امنیتی مشکل خواهد کرد. دعوت افراد به آرامش هم وظیفهای است که هر یک از حاضران بر عهده دارند چون در این شرایط دو دسته به راهپیماییهای سبز ضربه میزنند، یک عده افرادی که به دلیل جو حاکم کنترل احساسی خود رو از دست میدهند و دیگری افرادی که با ماموریت قبلی از سوی نهادهای سرکوبگر عامدانه به دنبال به تشنج کشاندن تجمع و آماده کردن زمینه برای سرکوب حاضران هستند.
به نظر نزدیکترین مناسبت بعدی برای گردهم آیی سبزها راهپیمایی 13 آبان باشد که توجه به نکات ذکر شده در بالا شاید امکان گردهم آیی گستردهتری را در اختیار جنبش سبز ایران در سایر شهرهای ایران که از تمرکز جمعیتی و گستردگی جغرافیایی تهران برخوردار نیستند قرار دهد. بی شک با کمی حوصله و صبر تمام ایران سبز خواهد شد و این چندان دور از دسترس نیست، فقط کافی است کمی آگاه باشیم.
منبع:موج سبزآزادی
نویسندهlover |
| موضوع:
|
|
 |
 |